غروةلغتنامه دهخداغروة. [ غ ِ رَ وَ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ). در معجم البلدان و تاج العروس دیده نشد.
قروةلغتنامه دهخداقروة. [ ق َرْ وَ ] (ع مص ) فراخ و کلان گردیدن پوست خایه از باد یا از آب یا از فرودآمدن روده ها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قر شدن . رجوع به قرو شود.
ولغتنامه دهخداو. (حرف ) حرف بیست و ششم از حروف هجاء عرب و سی ام از الفبای فارسی و ششم از الفبای ابجدی و نام آن «واو» است و در حساب جُمّل آن را به شش دارند. در تجوید واو از حر