غرغرولغتنامه دهخداغرغرو. [ غ ُغ ُ ] (ص نسبی ) در تداول عامه آنکه بسیار غرغر کند برای اظهار ناخشنودی . قرقرو. آنکه بسیار لندد. آنکه عادت به ژکیدن دارد و بسیار ژکد. رجوع به غرغر شو
غرغوریسلغتنامه دهخداغرغوریس . [ غْرِ / غ ِ رِ ] (اِخ ) یکی از اطباء اصحاب تجربه که در فترت 735 ساله پس از مرگ برمانیدس تا ظهور افلاطون به ظهور رسید. (از عیون الانباء ج 1 ص 23).