غربزدگیواژهنامه آزاد(علوم اجتماعی) از دست دادن ارزش ها و هویت ملی و تقلید کورکورانه از فرهنگ، آداب، هنر و فن آوری کشورهای غربی به طوری که ملت غربزده، به جای احساس رقابت، به احساس د
غربزدگیفرهنگ انتشارات معین(غَ زَ دِ) [ ع - فا. ] (حامص .) وضع یا کیفیت غرب زده شدن ، پیروی از تمدن و فرهنگ کشورهای اروپایی .
تجددفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان درنیسم، غربزدگی، بدعت، مدرنیته، نوآوری نوزایی، رنسانس، [◄ انقلاب 149]
تاسهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اضطراب، بیتابی، بیقراری، تشویش، تلواسه، نگرانی ۲. اندوه، حزن، غم، ملالت ≠ نشاط، شادی ۳. غربتزدگی، غمغربت، نوستالژی ۴. بغض، عقده ۵. ویار ۶. لهله زدن