25 فرهنگ

4850 مدخل


غذا

qazā

آنچه خورده شود و به نمو جسم کمک کند و انرژی لازم برای بدن به وجود بیاورد؛ خوراک؛ خوردنی؛ خورش.

خوراک، خوراک

خوراک، خوردنی، طعام، قوت، مائده

aliment, comestible, eating, edibles, food, meal, nourishment, nurture, nutriment, nutrition, plate, repast