غدافللغتنامه دهخداغدافل . [ غ َ ف ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ غِدَفل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به غدفل شود.
غدافللغتنامه دهخداغدافل . [ غ ُ ف ِ ] (ع ص ) کبش غدافل ؛ قچقار که پشم دنبش بسیار باشد. بعیر غدافل . (منتهی الارب ). بعیر او کبش غدافل ؛ کثیر شعر الذنب . (اقرب الموارد). رجوع به غ
غَافِلَاتِفرهنگ واژگان قرآنزنان بي خبر (در عبارت "ﭐلَّذِينَ يَرْمُونَ ﭐلْمُحْصَنَاتِ ﭐلْغَافِلَاتِ " منظور زناني هستند که از شدت ايمان از بي عفتي و گناه بي خبرند )
غدفللغتنامه دهخداغدفل . [ غ ِ دَ ] (ع ص ) ج ، غدافِل . تأنیث آن غدفلة.مرد بلندبالا. || قوی جثه ٔ تمام اندام . (منتهی الارب ) (آنندراج ). غِدفن . (منتهی الارب ). رجوع به غدفن شو