قعیرلغتنامه دهخداقعیر. [ ق َ ] (ع ص ) دورتک . (منتهی الارب ). دورفرود. گود. بعیدالقعر. (اقرب الموارد) : زبهر مجلست ای شاه ابر و باد آمدیکی ز کوه بلند و یکی ز بحر قعیر. مسعودسعد.
غایرخانلغتنامه دهخداغایرخان . [ ی ِ ] (اِخ ) لقب اینال حق حاکم اترار و از امرای سپاهیان خوارزمشاه که مسبب حمله ٔ چنگیز به ایران گردید. مؤلف جهانگشا آرد: چون جماعت تجار (تجار مغولی
غایرهفرهنگ انتشارات معین(یِ رِ یا رَ) [ ع . غائرة ] 1 - (اِفا.) مؤنث غایر. 2 - (اِ.) گرمگاه . 3 - نیمروز.
غایرغانهلغتنامه دهخداغایرغانه . [ ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) از انواع ورم و آن مبدء شقاقلوس است . رجوع به ذیل تذکره ٔ داود ضریر انطاکی چ مصر ص 186 شود.
غایرخانلغتنامه دهخداغایرخان . [ ی ِ ] (اِخ ) لقب اینال حق حاکم اترار و از امرای سپاهیان خوارزمشاه که مسبب حمله ٔ چنگیز به ایران گردید. مؤلف جهانگشا آرد: چون جماعت تجار (تجار مغولی
غایرهفرهنگ انتشارات معین(یِ رِ یا رَ) [ ع . غائرة ] 1 - (اِفا.) مؤنث غایر. 2 - (اِ.) گرمگاه . 3 - نیمروز.
غایرغانهلغتنامه دهخداغایرغانه . [ ی ِ ن َ / ن ِ ] (اِ) از انواع ورم و آن مبدء شقاقلوس است . رجوع به ذیل تذکره ٔ داود ضریر انطاکی چ مصر ص 186 شود.
اینالجقلغتنامه دهخدااینالجق . [ ج ُ ] (اِخ ) ملقب به غایرخان حاکم اترار. رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ج 1 ص 60 و تاریخ مغول تألیف عباس اقبال شود.
گوگ سرایلغتنامه دهخداگوگ سرای . [ س َ ] (اِخ ) موضعی نزدیک سمرقند. (یادداشت به خط مؤلف ). در این محل بود که غایرخان ، حاکم اترار و کشنده ٔ تجار مغول را که سبب اصلی هجوم چنگیز گردید