غایت قصویلغتنامه دهخداغایت قصوی . [ ی َ ت ِ ق ُص ْ وا ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) غایةالقصوی . کمال مطلوب . منتهی : خداوندی که عزم و حزم و خشم او و خشنودی رسیده بینی این هر یک به حدّ غ
غایتفرهنگ مترادف و متضاد۱. پایان، فرجام، نهایت ۲. حاجت، قصد، مقصود، منظور، هدف ۳. آرمان، کمالمطلوب ۴. حد
غایتفرهنگ انتشارات معین(یَ) [ ع . غایة ] (اِ.) 1 - پایان ، نهایت . 2 - مقصد، مقصود. ؛ ~ مطلوب نهایت آرزو، تمامی مطلوب .
غایتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نهایت و پایان چیزی؛ آخرین درجه.۲. مقصود؛ مقصد.۳. پایان. غایت مطلوب: نهایت خواسته و آرزو. غایت مقصود: = غایت مطلوب بهغایت: بسیار.
قصویلغتنامه دهخداقصوی . [ ق ُص ْ وا ] (ع ن تف ) غایت دور. (منتهی الارب ).تأنیث اقصی ، به معنی غایت بعیده . (اقرب الموارد).- غایت قصوی ؛ هدف دور.|| (اِ) کرانه ٔ وادی .(منتهی ال
قصیالغتنامه دهخداقصیا. [ ق ُص ْ ] (ع ن تف ) غایت بعید. || (اِ) کرانه ٔ وادی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُصْوی ̍ شود.
مجهودلغتنامه دهخدامجهود. [ م َ ] (ع اِ) کوشش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).سعی و کوشش و جهد. (ناظم الاطباء). جهد. غایت کوشش . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : چون به
ابوسهللغتنامه دهخداابوسهل .[ اَ س َ ] (اِخ ) ویجن بن رستم کوهی طبری . ابن ندیم گوید کوهی منسوب بکوه ، جبال طبرستان است و ابن قفطی در شرح حال او آورده است : ابوسهل کوهی منجم ، فاضل