غافل گیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهناگهانی و بیخبر. غافلگیر شدن: (مصدر لازم) [مجاز] بهطور ناگهانی و بیخبر در حالتی پیشبینینشده قرار گرفتن.
ناگاه گیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه ناگهانی حمله کند و کسی یا چیزی را بگیرد؛ ناگاهگیرنده؛ غافلگیر.