عیوبلغتنامه دهخداعیوب . [ ع َ ] (ع ص ) بسیار عیب کننده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عیاب . ذموم . بسیار عیب شمارنده مردم را.
عیوبلغتنامه دهخداعیوب . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عَیب . آهوها. عیب ها. نقص ها. رجوع به عیب شود : و کل امری ٔ یخفی علیه عیوبه . (تاریخ بیهقی ص 97).دوصد چندان عیوبت برشمارد. سعدی .زن خو
ایوبلغتنامه دهخداایوب . [ اَی ْ یو ] (اِخ ) ابن قاسم الرقی . یکی از نقله و مترجمین از سریانی به عربیست . از جمله ترجمه های او ترجمه ٔ ایساغوجی است . (ابن الندیم ).
ایوبلغتنامه دهخداایوب . [ اَی ْ یو ] (اِخ ) (568 هَ . ق .) نجم الدین . اولین از ملوک ایوبی بود. وی در قاهره درگذشت و در مدینه ٔ منوره دفن شد. رجوع به اعلام زرکلی ج 1 ص 381 چ سوم
ایوبلغتنامه دهخداایوب . [ اَی ْ یو ] (اِخ ) (603 - 647 هَ . ق .) ابن محمدبن ابی بکربن ایوب مکنی به ابوالفتوح و ملقب به نجم الدین ، ملک الصالح . از کبار ملوک ایوبی به مصر است . و
ایوبلغتنامه دهخداایوب . [ اَی ْ یو ] (اِخ ) (994 - 1071 هَ . ق .) ابن احمد خلوتی . شیخ و بزرگ متصوفین بود. اصل وی از بقاع العزیزی در شام است . در این محل تولد و نشو و نما یافت و
عیب دارلغتنامه دهخداعیب دار. [ ع َ / ع ِ ] (نف مرکب ) عیب دارنده . معیوب و دارای عیب . (ناظم الاطباء) : که تو هم عیب دار و عیبناکی خدا را شد سزا از عیب پاکی . ناصرخسرو.عیب نمایی مک
عیب خرلغتنامه دهخداعیب خر. [ ع َ / ع ِ خ َ ] (نف مرکب ) عیب خرنده . آنکه عیب و نقص را بر دیگر چیزها ترجیح دهد : عیب خرند این دو سه ناموس گربی هنر و بر هنر افسوس گر.نظامی .
عیب خواهلغتنامه دهخداعیب خواه . [ ع َ / ع ِ خوا / خا ] (نف مرکب ) عیب خواهنده . آنکه عیب و نقص دیگران را طلب کند : تو این آب روشن مگردان سیاه که عیب آورد برتو بر عیب خواه .فردوسی .
defectsدیکشنری انگلیسی به فارسیعیوب، نقص، عیب، کاستی، علت، کمبود، قصور، اهو، نکته ضعف، ترک کردن، مرتد شدن، معیوب ساختن
معیوب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی عیوب کردن، صدمه زدن، خدشه دارکردن، لکه دار کردن، آسیب زدن، ازشکل طبیعی خارج کردن بدنام کردن ◄رسوا کردن ناقص کردن، شکستن، بریدن، پاره کردن، خ
بازرسی فراصوتیultrasonic inspectionواژههای مصوب فرهنگستانروشی برای بازرسی عیوب داخلی مواد فلزی، بهویژه ریلها و محورها و چرخها، با استفاده از امواج فراصوتی و تجهیزات اندازهگیری الکترونیکی
پوستهشدنshellingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از عیوب ریل که بهصورت جداشدن ورقههای فلزی از سطح کلاهک ریل به چشم میخورد