عین المستأجرلغتنامه دهخداعین المستأجر. [ ع َ نُل ْ م ُ ت َءْ ج َ ] (ع اِ مرکب ) مال مورد اجاره را گویند. عین موجره . (فرهنگ علوم نقلی ). رجوع به اجاره شود.
عین الشمسلغتنامه دهخداعین الشمس . [ ع َ نُش ْ ش َ ](ع اِ مرکب ) چشمه ٔ آفتاب . قرص خورشید. رجوع به عین شود. || عین الهر، که یکی از احجار نفیسه باشد. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به عی
عین الرؤساءلغتنامه دهخداعین الرؤساء. [ ع َ نُرْ رُ ءَ ] (ع اِ مرکب ) چشم سران . چشم بزرگان . || نوعی جامه بوده است که نقشها و گلها بصورت چشم داشته است . (یادداشت مرحوم دهخدا) : از گرد
عین الشمسلغتنامه دهخداعین الشمس . [ ع َ نُش ْ ش َ ] (اِخ ) بنت ابی سعیدبن حسن . زنی محدث بود، و محمد الوانی کتاب معجم ابوبکر محمدبن ابراهیم مغربی را از وی شنیده است . (از اعلام النسا
حسین کاشفیلغتنامه دهخداحسین کاشفی . [ ح ُ س َ ن ِش ِ ] (اِخ ) ابن علی بیهقی هروی واعظ کاشفی معروف به «ولی » صاحب «روضةالشهداء» و «رشحات عین الحیات » در مشایخ نقشبندیان و جز آن . وی 91
تسویللغتنامه دهخداتسویل . [ ت َ س ْ ] (ع مص ) بیاراستن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). آراستن کاری را. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (آنندراج )
مجلسیلغتنامه دهخدامجلسی . [ م َ ل ِ ] (اِخ ) ملامحمد باقربن ملا محمد تقی مجلسی ، از بزرگترین و معروفترین علمای شیعه در عهدصفویه است که به سال 1037 هَ . ق . در اصفهان متولد شد و د
یادداشتلغتنامه دهخدایادداشت . (مص مرکب مرخم ، اِ مص مرکب ) در حافظه نگاه داشتن و به خاطر آوردن . یاد کردن : این بنده را یادداشتی به خیر فرمایند. احمد بیستون (مقدمه ٔ کلیات سعدی ).
طرالینوسلغتنامه دهخداطرالینوس . [ ] (اِخ ) از پزشکان است که پیش از عصر جالینوس میزیسته و گویند وی همان اسکندروس پزشک معروف است .او راست : کتاب علل العین و علاجها که محتوی بر سه مقال