راگ و رنگلغتنامه دهخداراگ و رنگ . [ گ ُ رَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) لفظ اول هندی الاصل است و دوم مشترک در هندی و فارسی و هر دو معاً در هندی کنایه از صحبت نغمه و سرود عیش و طرب بود و
نشاطمندیلغتنامه دهخدانشاطمندی . [ ن َ / ن ِ م َ ] (حامص مرکب ) خوشی . عیش و طرب . عشرت . شادمانی : بگذار که این اسیر بندی روزی دو کند نشاطمندی . نظامی .زید از سر آن نشاطمندی چون کوه
کروزفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهشادی؛ نشاط؛ عیش و طرب: ◻︎ با کروز و خرمی آهو به دشت / میخرامد چون کسی کاو مست گشت (رودکی: ۵۳۴).
بزملغتنامه دهخدابزم . [ ب َ ] (اِ) مجلس شراب و جشن و مهمانی . (برهان ). مجلس شراب و عیش و عشرت و مهمانی . (مجمعالفرس ) (از انجمن آرای ناصری ). مجلس عیش و نشاط بخصوص ، و بدین مع