عیسی پرستلغتنامه دهخداعیسی پرست . [ سا پ َ رَ ] (نف مرکب )عیسی پرستنده . پرستنده ٔ عیسی . که مذهب عیسی دارد. که بر دین عیسی بود. مسیحی . نصرانی . ترسا : عیسی پرست را گو میخوان زبورو
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) (میرزا...) ابن موسی . از رجال اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است . وی در دوره ٔ ناصرالدین شاه قاجار وزیر تهران بود و بسال 1310 ه
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) (میرزا...) مشهوربه میرزا بزرگ قائم مقام . از وزرای فتحعلی شاه ، و پدرمیرزا ابوالقاسم قائم مقام . رجوع به قائم مقام شود.
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) ابن خالدبن ولید، از فرزندان حارث بن هشام مخزومی ، مکنی به ابوسعد. وی از شعرای نیکوپرداز بغداد بود و دعبل خزاعی را هجو کرد. عیسی در حدود سال
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) ابن دیناربن واقد غاطفی ، مکنی به ابوعبداﷲ. ازفقیهان مشهور اندلس بود و یگانه فتوی دهنده ٔ عصر خویش بشمار میرفت . وی بسال 212 هَ . ق . در طلی
زبورلغتنامه دهخدازبور. [ زَ ] (ع ص ، اِ) نبشته . فعول است بمعنی مفعول . ج ، زبر ککتب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کتاب بمعنی مزبور یعنی مکتوب . ج ، زبر. (اقرب الموارد). نبشته .
چلیپاپرستیلغتنامه دهخداچلیپاپرستی . [ چ َ پ َرَ ] (حامص مرکب ) پرستیدن خاج و صلیب . پرستش صلیب . پیروی مذهب مسیح . مسیحی بودن . عیسی مذهبی . مذهب مسیح داشتن . عیسوی مذهب بودن . نصرانی
فرتوکلغتنامه دهخدافرتوک . [ ف َ ] (اِ) به معنی پرستو است و آن مرغی باشد که به عربی خطاف گویند. (برهان ). مصحف پرستوک . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). || خفاش که آن را مرغ عیسی گویند. (
چلیپاپرستلغتنامه دهخداچلیپاپرست . [ چ َ پ َ رَ ] (نف مرکب ) صلیب پرست . خاج پرست . پرستنده ٔ صلیب . کنایه از شخص مسیحی مذهب . عیسوی . نصرانی . ترسا. اهل تثلیث . یکتن از ارباب تثلیث .
مسیحلغتنامه دهخدامسیح . [ م َ ] (اِخ ) نام حضرت عیسی (ع ) بدان جهت که متبرک آفریده شده . (ناظم الاطباء).لقب حضرت عیسی علیه السلام ، زیرا که آن حضرت دوست حق بودند و از باعث تجرد