عیسویلغتنامه دهخداعیسوی . [ س َ وی ی / وی ] (از ع ، ص نسبی ) منسوب به عیسی . عیسائی . عیسی ّ. رجوع به عیسی شود : مرفق دهم به حضرت صاحب قصیده ای خوشتر ز اشک مریمی و باد عیسوی . خا
عیسویانلغتنامه دهخداعیسویان . [ س َ ] (اِخ ) ج ِ عیسوی . نصاری و پیروان حضرت عیسی . (ناظم الاطباء). ترسایان . مسیحیان .
ترسائیلغتنامه دهخداترسائی . [ ت َ ] (حامص ) مسیحیت . عیسویت . نصرانیت : و اندر روم ملکی بود نام او الیانوس و از اهل قسطنطنین بود بر دین ترسائی و دین خویش را دست بازداشت . (ترجمه ٔ
مسیحیتلغتنامه دهخدامسیحیت . [ م َ حی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص )مسیحی بودن . عیسویت . نصرانیت . آئین مسیحی . دین مسیحی . خاج پرستی . و رجوع به مسیح و مسیحا و مسیحی شود.
ازبلغتنامه دهخداازب . [ اُ زِ ] (اِخ ) اوسویوس . مرحوم پیرنیا در ایران باستان آورده است : یکی از روحانیون مسیحی ، مولد فلسطین . وی در بیت المقدس و انطاکیه تحصیلات خود را باتمام