عیسویلغتنامه دهخداعیسوی . [ س َ وی ی / وی ] (از ع ، ص نسبی ) منسوب به عیسی . عیسائی . عیسی ّ. رجوع به عیسی شود : مرفق دهم به حضرت صاحب قصیده ای خوشتر ز اشک مریمی و باد عیسوی . خا
عیسویفرهنگ انتشارات معین(سَ) [ ع . ] (ص نسب .) 1 - منسوب به عیسی (ع ). 2 - مسیحی ، نصرانی ، ترسا. ج . عیسویون ، عیسویین .
عیسویانلغتنامه دهخداعیسویان . [ س َ ] (اِخ ) ج ِ عیسوی . نصاری و پیروان حضرت عیسی . (ناظم الاطباء). ترسایان . مسیحیان .
علی عیسویلغتنامه دهخداعلی عیسوی . [ ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ عیسوی . مکنی به ابوالحسن . او راست : فوائد ابی الحسن ، در حدیث که ابن حجر آن را در «المجمع» یاد کرده است . (از کشف
عیسیلغتنامه دهخداعیسی . [ سا ] (اِخ ) (میرزا...) ابن موسی . از رجال اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری است . وی در دوره ٔ ناصرالدین شاه قاجار وزیر تهران بود و بسال 1310 ه
عیسویانلغتنامه دهخداعیسویان . [ س َ ] (اِخ ) ج ِ عیسوی . نصاری و پیروان حضرت عیسی . (ناظم الاطباء). ترسایان . مسیحیان .
علی عیسویلغتنامه دهخداعلی عیسوی . [ ع َ ی ِ س َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲ عیسوی . مکنی به ابوالحسن . او راست : فوائد ابی الحسن ، در حدیث که ابن حجر آن را در «المجمع» یاد کرده است . (از کشف
کویکرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجمعیتی عیسویمذهب که در قرن ۱۷ میلادی در انگلستان تشکیل شد و مرام آنها پرستش خدا بدون واسطۀ کشیش و کلیسا بود.