عکس العمللغتنامه دهخداعکس العمل . [ ع َ سُل ْ ع َ م َ ] (ع اِ مرکب ) واکنش . (فرهنگ فارسی معین ). مقابل عمل . و رجوع به واکنش شود.
عکس العملفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهواکنش؛ کار یا حرکتی که کسی در برابر کار یا حرکت کس دیگر انجام میدهد.
وسیله ای برای رسیدن بهدفی یا(مخصوصا) عملی که عکس العمل ان بخودفاعل متوجه باشددیکشنری فارسی به عربیبمرنغ
اِرْتِکاسدیکشنری عربی به فارسیپاسخ , عکس العمل , واکنش , رفلکس , بازگشت , برگشت , رجعت , رو به وخامت گذاشتن , گرفتاري مجدد
repercussionsدیکشنری انگلیسی به فارسیپیامدهای، عکس العمل، واکنش، انعکاس، باز گردانی، پس زنی، برگشت، دفع، دفع یا پیشگیری
واکنشلغتنامه دهخداواکنش . [ ک ُ ن ِ ] (اِمص مرکب ) عکس العمل . انفعال . (لغات فرهنگستان ). مقابل کنش .