عکاسیلغتنامه دهخداعکاسی . [ ع َک ْکا ] (حامص ) عمل و شغل عکاس . (فرهنگ فارسی معین ).- فن عکاسی ؛ عکس برداری . (فرهنگ فارسی معین ) : آقا رضای پیشخدمت حضور همایون چون در فن عکاسی
عکاسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه عکسبرداری، فوتوگرافی، سینما، هولوگرافی عکس، فتوگراف، نیمرخ، پرتره، آلبوم عکس آگراندیسمان هولوگرام دوربین عکاسی، پُلار
عکاسی نجومیastrophotographyواژههای مصوب فرهنگستانعکاسی تخصصی از پدیدههای آسمانی، ازجمله ماه، سیارهها، خورشید، ستارهها، سحابیها و کهکشانها