عمودینة پاشنهafter perpendicular, aft perpendicularواژههای مصوب فرهنگستانخط عمودی که از تقاطع صفحة خط شاهین تابستانی و صفحة پاشنهسوی جایگاه سکان شناور میگذرد اختـ . عپ AP
شاعرپرورلغتنامه دهخداشاعرپرور. [ ع ِ پ َرْ وَ ] (نف مرکب ) پرورنده ٔ شاعر. مربی شاعر. که شاعر را برکشدو تربیت کند. حمایت کننده از شاعر. که شاعر پرورد.
شاعرپروریلغتنامه دهخداشاعرپروری . [ ع ِ پ َرْ وَ ] (حامص مرکب ) عمل شاعرپرور. پروردن شاعر. پرورش شاعر. حمایت از شاعر. برکشیدن شاعر و تربیت کردن وی : کام و رای او ز عالم هست شاعرپروری
عزاپرستیلغتنامه دهخداعزاپرستی . [ ع َ پ َ رَ ] (حامص مرکب ) به معنی عزاداری . (آنندراج ). سوکواری و زاری و اندوه و غصه و غم . (ناظم الاطباء). و رجوع به عزا شود.
عطاپذیرلغتنامه دهخداعطاپذیر. [ ع َ پ َ ] (نف مرکب ) عطاپذیرنده . قبول کننده ٔ دهش و بخشش : آنکه عطا و عطاپذیر مر او راست معدن فضل است و اصل بار خدائی .ناصرخسرو.