عَنکُمُفرهنگ واژگان قرآناز شما (در اصل "عَنکُمْ " بوده که در اثر رسيدن به ساکن وتشديد ميم آن حرکت گرفته است )
استیصاءلغتنامه دهخدااستیصاء.[ اِ ] (ع مص ) وصیت پذیرفتن . اندرز پذیرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || اندرز کردن . || این کلمه معنی دیگری دارد غیر آنکه در لغت نامه هاست . و ف
حاتملغتنامه دهخداحاتم . [ ت ِ ] (اِخ ) نام شاعری است عرب و او راست :اذا ما اتی یوم ُ یُفَرق ُ بیننابموت ، فکن انت الذی یتاخرُ.در عقدالفرید آمده است : آنگاه که متوکل وزیر خود، عب
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن عبیداﷲبن محمدبن عمار ثقفی کاتب . مکنی به ابوالعباس و معروف بحمارالعزیر. خطیب گوید: در مقاتل الطالبیین و هم کتب دیگر، نام مصنفات او آ
انلغتنامه دهخداان . [ اِ ] (ع حرف ) اگر. (ترجمان علامه جرجانی مهذب عادل بن علی ) (فرهنگ فارسی معین ). به معنی «اگر» است برای شرط و دو فعل را جزم میدهد مانند: «ان ینتهوا یغفر ل
صدقةلغتنامه دهخداصدقة. [ ص َ دَ ق َ ] (اِخ ) ابن منجابن صدقة السامری . وی طبیب بود و بخدمت الملک الاشرف موسی ایوبی پیوست و به سال 625 هَ . ق . به حران در خدمت او درگذشت . الملک