عَنَتِفرهنگ واژگان قرآنمتواضع شد (فعل ماضي مؤنث از ماده عنوة است و عنوة به معناي ذلت در قبال قهر قاهر است ، و حالتي است که در قيامت هر موجودي در برابر خداي سبحان ، و در قبال ظهور سلطن
عَنَتَفرهنگ واژگان قرآنجهد -شدت - هلاکت (کلمه عنت به معناي جهد و شدت و هلاکت ميآيد ، و گويا مراد از در عبارت"ذَ ٰلِکَ لِمَنْ خَشِيَ ﭐلْعَنَتَ مِنْکُمْ " آن زنا است ، که نتيجه وقوع انس
عنتلغتنامه دهخداعنت . [ ع َ ن ِ ] (ع ص ) استخوان پیوندپذیرفته ٔ بازشکسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استخوانی که پس از شکسته بندی ، شکافته و شکسته باشد. (از اقرب الموارد).
عنتلغتنامه دهخداعنت . [ ع َن َ ] (ع مص ) شکافته و شکسته گردیدن استخوان پیوندپذیرفته . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).شکافته و شکسته شدن استخوان بعد از شکسته بند
عنتفرهنگ انتشارات معین(عَ نَ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) به رنج و دشواری افتادن . 2 - هلاک شدن . 3 - (اِمص .) تباهی ، نیستی .
عَنَتَفرهنگ واژگان قرآنجهد -شدت - هلاکت (کلمه عنت به معناي جهد و شدت و هلاکت ميآيد ، و گويا مراد از در عبارت"ذَ ٰلِکَ لِمَنْ خَشِيَ ﭐلْعَنَتَ مِنْکُمْ " آن زنا است ، که نتيجه وقوع انس
عنتلغتنامه دهخداعنت . [ ع َ ن ِ ] (ع ص ) استخوان پیوندپذیرفته ٔ بازشکسته . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). استخوانی که پس از شکسته بندی ، شکافته و شکسته باشد. (از اقرب الموارد).
عنتلغتنامه دهخداعنت . [ ع َن َ ] (ع مص ) شکافته و شکسته گردیدن استخوان پیوندپذیرفته . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).شکافته و شکسته شدن استخوان بعد از شکسته بند
عنترلغتنامه دهخداعنتر. [ ع َ ت َ ] (اِخ ) ابن شدادبن عمروبن معاویه ٔ عبسی . رجوع به عنترة (ابن شدادبن ...) شود.
عنتتةلغتنامه دهخداعنتتة. [ ع َ ت َ ت َ ] (ع مص ) روی گردانیدن و بازگشتن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). اعراض کردن . (از اقرب الموارد). || بالیدن و مرتفع گشتن شاخ . گویند: