عَقِبَيْهِفرهنگ واژگان قرآندو پاشنه اش (منظورازعبارات "يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ "و"نَکَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ "به عقب برگشتن و عقبگرد کردن است)
عَقَبَةَفرهنگ واژگان قرآنراه سنگلاخي و دشوار است که به طرف قله کوه منتهي ميشود (اقتحام عقبه در عبارت "فَلَا ﭐقْتَحَمَ ﭐلْعَقَبَةَ "اشاره است به انفاقهايي که براي انفاقگر بسيار دشوار باش
نَکَصَفرهنگ واژگان قرآنخودداري کرد(منظورازعبارت"نَکَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ "به عقب برگشتن و عقبگرد کردن است)
عَقَبَةَفرهنگ واژگان قرآنراه سنگلاخي و دشوار است که به طرف قله کوه منتهي ميشود (اقتحام عقبه در عبارت "فَلَا ﭐقْتَحَمَ ﭐلْعَقَبَةَ "اشاره است به انفاقهايي که براي انفاقگر بسيار دشوار باش
عقبةلغتنامه دهخداعقبة. [ ع ُ ب َ ] (اِخ ) ابن علقه ٔ بیرونی . محدث . رجوع به ابویوسف (عقبةبن ...) شود.
عقبلةلغتنامه دهخداعقبلة. [ ع ُ ق َ ب ِ ل َ ] (ع ص ) پی رو و پس آینده ، گویند هو عقبلة فلان ؛ یعنی او پس آینده ٔ اوست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).