عوالملغتنامه دهخداعوالم . [ ع َ ل ِ ] (ع اِ) ج ِ عالَم . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ).رجوع به عالم شود. جهانها و عالمها. (ناظم الاطباء). || زمانها. || حالات و کیفیات
پروشاواژهنامه آزادقوانین حاکم بر جهان وقتی انسان در شکل غیر مادی خود برای تعلم به عوالم درون(طبقات بالا) سفر میکند توسط این روح مقدس و برجسته راهنمایی خواهد شد.میتوان porusha را
خردستانلغتنامه دهخداخردستان . [ خ ِ رَ دِ ] (اِ مرکب ) محل انبوهی عقل . آن عوالم عقل که اعلی است از عالم نفوس . (انجمن آرای ناصری ).
جبل کرکسلغتنامه دهخداجبل کرکس . [ ج َ ب َ ل ِ ک َ ک َ ] (اِخ ) خواندمیر آرد: در میان کاشان و اصفهان واقع است . در میان عوالم آن حدود شهرت دارد که در وقت طوفان نوح که همه ٔ عالم را آ
اشباح المجردةلغتنامه دهخدااشباح المجردة. [ اَ حُل ْ م ُ ج َرْ رَدَ ] (ع اِ مرکب ) (الَ ...) سهروردی در حکمت اشراق در بحث از عوالم انوار گوید: و هذا العالم المذکور نسمیه «عالم الاشباح الم