عوارضفرهنگ مترادف و متضاد۱. جزیه، خراج، مالیات ۲. پیامدها، عارضهها ۳. حوادث، وقایع ۴. بیماریها، ناخوشیها ۵. آفات، بلایا
عوارضلغتنامه دهخداعوارض . [ ع َ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عارضة. (از منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد). رجوع به عارضة شود. || اتفاقات و حادثه ها و حوادث . (ناظم الاطباء) : رف
عوارضلغتنامه دهخداعوارض . [ ع َ رِ ] (اِخ ) آن را عوارض الرُجّاز گویند، و آن نام شهری است . (از معجم البلدان ).
عوارضلغتنامه دهخداعوارض . [ ع ُ رِ ] (اِخ ) کوهی است به بلاد طی ، و در آن است قبر حاتم طائی . (از منتهی الارب ). عَلَم مرتجل است کوهی را در بلاد طی ٔ که گویند قبر حاتم در آنجاست
برداشت عارضهنگاشتیtopographic surveyواژههای مصوب فرهنگستانبرداشتی که برای تعیین پستی و بلندی و تعیین موقعیت عوارض طبیعی و غیرطبیعی زمین انجام میشود
عارضهکاویterrain analysisواژههای مصوب فرهنگستانگردآوری اطلاعات در مورد عوارض طبیعی یا انسانساخت در زمین عملیات و تحلیل و ارزیابی و تفسیر آنها برای پیشبینی تأثیرشان بر عملیات نظامی
موتورماهورنوردیmotocross2, MX2واژههای مصوب فرهنگستانموتوری با تایرهای بزرگ و پهن و سامانة تعلیق بسیار قوی و ارتفاع بالا از سطح زمین که برای پیمودن عرصههای طبیعی دارای عوارض طبیعی متفاوت طراحی شده است
نقشه 2map 1واژههای مصوب فرهنگستاننمایشی قراردادی از عوارض فیزیکی طبیعی یا مصنوعی سطح زمین معمولاً بر روی سطح مسطح با مقیاس و سمت مشخص
محیط زمینیterrestrial environmentواژههای مصوب فرهنگستانمنطقۀ خشک کرۀ زمین شامل عوارض سطحی و زیرسطحی طبیعی و انسانساخت و تعامل و ارتباط آن با جوّ و اقیانوسها