عوارضفرهنگ مترادف و متضاد۱. جزیه، خراج، مالیات ۲. پیامدها، عارضهها ۳. حوادث، وقایع ۴. بیماریها، ناخوشیها ۵. آفات، بلایا
عوارضلغتنامه دهخداعوارض . [ ع َ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عارضة. (از منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) (اقرب الموارد). رجوع به عارضة شود. || اتفاقات و حادثه ها و حوادث . (ناظم الاطباء) : رف
عوارضلغتنامه دهخداعوارض . [ ع َ رِ ] (اِخ ) آن را عوارض الرُجّاز گویند، و آن نام شهری است . (از معجم البلدان ).
سامانۀ عارضهگریزterrain-avoidance systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که با نشان دادن عوارض زمین به خلبان امکان احتراز از برخورد را فراهم میکند اختـ . ساعگ
پرواز همترازcontour flying, hedge-hoppingواژههای مصوب فرهنگستانپروازی که در آن هواگرد در ارتفاع پایین و متناسب با عوارض زمین، پرواز میکند
کمینهارتفاع تکminimum attack altitudeواژههای مصوب فرهنگستانکمترین ارتفاعی که با استفادة راهکنشی از اسلحه و ملاحظة عوارض زمین و آثار اسلحه تعیین میشود و به اجرای ایمن تک هوایی یا کاهش واکنش مؤثر دشمن کمک میکند
نقشهفرهنگ انتشارات معین(نَ ش ) [ ع . نقشة ] (اِ.) 1 - صفحة کاغذی که در آن شکل و اندازه و عوارض زمین یا قسمتی از سطح آن با مقیاس های مختلف و معین ترسیم شده است . 2 - طرح و صورت کار و ع