عوائقلغتنامه دهخداعوائق . [ ع َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ عائق . (از اقرب الموارد). رجوع به عائق شود. || ج ِ عائقة. (از آنندراج ) (از غیاث اللغات ). رجوع به عائقة شود. || موانع و حوادث . (
اِجْتازَ العَوائقَدیکشنری عربی به فارسیموانع را پشت سر گذاشت , مشکلات را پشت سر گذاشت , از موانع گذشت (عبور کرد)
عواقللغتنامه دهخداعواقل . [ ع َ ق ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عاقل . (ناظم الاطباء). رجوع به عاقل شود. || ج ِ عاقلة. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به عاقلة شود.
عواقیللغتنامه دهخداعواقیل . [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ عاقول . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به عاقول شود.- عواقیل الامور ؛ کارهای سخت و درهم پیچیده . (آنندراج ). پیچیدگی و درهم
عوایقلغتنامه دهخداعوایق . [ ع َ ی ِ ] (ع ص ، اِ) صورتی از عوائق است که ج ِ عائق باشد. رجوع به عوائق شود.
عوادی الدهرفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهعوائق دهر؛ کارها و گرفتاریهای روزگار که شخص را مشغول میسازد و از چیزی بازمیدارد.
عوایقفرهنگ انتشارات معین(عَ یِ) [ ع . عوائق ] (اِ.) جِ عائق و عائقه . 1 - موانع . 2 - مشکلات ، سختی ها.