عهدشکنلغتنامه دهخداعهدشکن . [ع َ ش ِ ک َ ] (نف مرکب ) پیمان شکن . (ناظم الاطباء). ناقض عهد. نقض کننده ٔ عهد. ناکث . زنهارخوار : خدای داند بهتر که چیست در دل من ز بس جفای تو ای بیو
يَخْتَانُونَفرهنگ واژگان قرآنخيانت می کنند - عهد شکنی می کنند (کلمه خيانت و کلمه نفاق هر دو به يک معنا است ، با اين تفاوت که خيانت را در خصوص نفاق و دورویی به کار ميبرند که در مورد عهد و ام
پیمان شکنلغتنامه دهخداپیمان شکن . [ پ َ / پ ِ ش ِ ک َ ] (نف مرکب ) آنکه عهد بسته نگاه ندارد. ناقض عهد. عهد شکن . نکاث . ناکث . غدار. آنکه بر عهد خود ثابت نباشد. (آنندراج ). زنهارخوار