عهدینلغتنامه دهخداعهدین . [ ع َ دَ ] (ع اِ) تثنیه ٔ عهد در حال نصب و جر. عهدان . || (اِخ ) عهد قدیم و جدید: قرأت کتب العهدین ؛ کتابهای عهد قدیم و عهد جدید را خواندم . (از اقرب ا
عهدنامهفرهنگ مترادف و متضادپروتکل، پیماننامه، تعهدنامه، قرارداد، قرارنامه، معاهده، مقاوله، مقاولهنامه
عدینةلغتنامه دهخداعدینة. [ ع َ ن َ ] (ع اِ) کهنه ای است که در اسفل دلو نهند. (از اقرب الموارد) (از قطرالمحیط). ج ، عدائن . چرم پاره ،بن دلو. (منتهی الارب ) رقعه ای که در دول نهند
حجار نجفیلغتنامه دهخداحجار نجفی . [ ح َج ْ جا رِ ن َ ج َ ] (اِخ ) شیخ مهدی بن حاج داود نجفی . ساکن معقل بصره و متوفی (8شعبان 1358 هَ . ق .). او راست : «فوزالدارین فی نقض العهدین » که
برنابالغتنامه دهخدابرنابا. [ ب َ ] (اِخ ) (سن ...) نامش یوسف است و از مبلغین مسیحیت و از اصحاب پولس و مرقس بوده است . رساله ٔ معروف به انجیل برنابا را مسیحیان جزء عهدین غیرقانونی