عهده دارلغتنامه دهخداعهده دار. [ ع ُ دَ / دِ ] (نف مرکب ) آنکه امری را بگردن گرفته است . (فرهنگ فارسی معین ). متعهد. متولی . پذیرفتار. پذرفتار. متقبل . || صاحب شغل و دارای مأموریت
مَوْلَاهُفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانش که عهده دار همه ی امور مربوط به اواست - مولاي او -سرپرست و صاحب اختیاراو (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و ليکن نه هر ن
مَوْلَاهُمُفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانشان که عهده دار همه ی امور مربوط به ايشان است - مولاي آنها -سرپرست و صاحب اختیارآنها (کلمه مولي به معناي ناصر و ياري کننده است ، و لي
مَوْلَىٰفرهنگ واژگان قرآنناصر و ياري کننده و پشتیبانی که عهده دار همه ی امور مربوط به یاری شونده است - مولا-سرپرست و صاحب اختیار - کسی که سرپرست و صاحب اختیار دارد(کلمه مولي به معناي نا