عهلغتنامه دهخداعه . [ ع َه ْ ] (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان میش و قوچ را زجر کنند. (از اقرب الموارد). عا. عای . رجوع به عا و عای شود. || صوتی که ازرنج حکایت کند. (یادداشت م
عهلغتنامه دهخداعه . [ ع َه ه ] (ع ص ) کم شرم خودپسند ستیزنده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کم حیاء و متکبر. (از اقرب الموارد).
آهلغتنامه دهخداآه . (ع پسوند) َاه . حرفی است که در آخر بعض کلمات درآید و حکایت از حسرت و تألم و استغاثه و توجعکند. و در این صورت در اول کلمه نیز «وا» درآرند: وادیناه . واحمزت
آهلغتنامه دهخداآه . (صوت ، اِ) آوازیست که برای نمودن درد و رنج و الم و اسف و تلهف و اندوه از سینه برآرند. آوَه . آوخ . وای . آخ . اَه . دردا. افسوس . || باد. باد سرد. دم سرد :
عه عهلغتنامه دهخداعه عه . [ ع َه ْ ع َه ْ ] (ع صوت ) کلمه ای است که بدان شتر را زجر کنند تا بازایستد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم صوت است که بوسیله ٔ آن شتران ز
عه عهلغتنامه دهخداعه عه . [ ع َه ْ ع َه ْ ] (ع صوت ) کلمه ای است که بدان شتر را زجر کنند تا بازایستد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم صوت است که بوسیله ٔ آن شتران ز
عهعهةلغتنامه دهخداعهعهة. [ ع َ ع َ هََ ] (ع مص ) زجر نمودن شتر را به عه عه . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به عه عه شود.
ذِمَّةًفرهنگ واژگان قرآنعهد وپيمان (دراصل از ذِمام و ذمّ به معني توبيخ و مذمتي است که متوجه انسان در برابر عهدشکنياش ميشود، مي باشد )