عنایتلغتنامه دهخداعنایت . [ ع ِ ی َ ] (ع اِمص ) عنایة. قصد کردن و اهتمام داشتن بچیزی . (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). اهتمام . (فرهنگ فارسی معین ). || مددکاری و دستگیری و یاری
عنایتفرهنگ انتشارات معین(عِ یَ) [ ع . عنایة ] 1 - (مص ل .) توجه داشتن ، دقت کردن . 2 - (مص م .) نگهداری کردن ، حفاظت .
عنایتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قصد کردن؛ آهنگ کردن.۲. حفظ کردن.۳. اهتمام داشتن؛ توجه و اشتغال به امری؛ قصد و اهتمام.۴. مهربانی؛ لطف.۵. یاری؛ کمک. عنایت الهی: لطف و بخشش خداوند. عنایت
خرهفرهنگ انتشارات معین(خُ رِّ) [ په . ] (اِ.) 1 - فَرهُ، نوعی عنایت خداوندی که معتقد بودند شامل حال پادشاهان و مردان نیک و برگزیده می شود. 2 - نور، فروغ . 3 - بخش ، حصه ، نصیب .
رایاواژهنامه آزادکسی که خداوند به او لطف و عنایت دارد خردمند فکر و اندیشه رای کسی که خداوند به او لطف و عنایت دارد خردمند فکر و اندیشه رای
عنایتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قصد کردن؛ آهنگ کردن.۲. حفظ کردن.۳. اهتمام داشتن؛ توجه و اشتغال به امری؛ قصد و اهتمام.۴. مهربانی؛ لطف.۵. یاری؛ کمک. عنایت الهی: لطف و بخشش خداوند. عنایت
خدیجهلغتنامه دهخداخدیجه . [ خ َ ج َ ] (اِخ ) الکبری مشهور به ام المؤمنین ، اول زن پیغمبر اسلام است که دختر خویلدبن اسدبن عبدالعزی بن قصی از اشراف قریش بود. مادر مشارالیها فاطمه
فیاضلغتنامه دهخدافیاض . [ ف َی ْ یا ] (ع ص ) جوانمرد و بسیار بخشنده . (منتهی الارب ). بسیار فیض رساننده . (از اقرب الموارد): نهر فیاض ؛ جوی پرآب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).