۱. ستیزه کردن.
۲. کجروی؛ گمراهی.
۳. گردنکشی؛ لجاج؛ ستیزه.
۴. [قدیمی] مرتکب خلاف و خیرهسری شدن.
〈 عناد ورزیدن: (مصدر لازم) ستیزه کردن؛ لجبازی کردن؛ گردنکشی.
دشمن
بغض، جدال، حقد، خصومت، دشمنی، ستیزگی، ستیزه، ضدیت، عداوت، کین، کینهتوزی، کینه، گردنکشی، لجاج، لجاجت، مخاصمه، مخالفت، نفاق، نقار
antagonism, challenge