عمیدالملکلغتنامه دهخداعمیدالملک . [ ع َ دُل ْ م ُ ] (ع اِ مرکب ) بزرگ ملک و مملکت . آنکه مملکت و سلطنت بر او تکیه کند. و آن لقبی بود که به بزرگان مملکت می دادند.
عمیدالملک تفرشیلغتنامه دهخداعمیدالملک تفرشی .[ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ت َ رِ ] (اِخ ) میر محمدحسین بن میرزا علی اصغرخان نصرةالملک . رجوع به حسابی تفرشی شود.
عمیدالملک قهستانیلغتنامه دهخداعمیدالملک قهستانی . [ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ق ُ هََ / هَِ ] (اِخ ) علی بن حسن ، مکنی به ابوبکر. عارض سپاه سلطان محمود غزنوی . رجوع به علی قهستانی شود.
عمیدالملک کندریلغتنامه دهخداعمیدالملک کندری . [ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ک ُ دُ ] (اِخ ) محمدبن منصور کندری نیشابوری جراحی ، مکنی به ابونصر و ملقب به عمیدالملک و عمیدخراسان . اولین وزیر در حکومت
عمادالملک براریلغتنامه دهخداعمادالملک براری . [ ع ِ دُل ْ م ُ ک ِ ب َ ] (اِخ ) وی از سلاطین «برار» در هند بود که در عهد سلاطین بهمنی دکن (748 - 933 هَ . ق .) خود را در برار شاه خواند واستق
عمادالملک ختنیلغتنامه دهخداعمادالملک ختنی . [ ع ِ دُل ْ م ُ ک ِخ ُ ت َ ] (اِخ ) (امیر...) محمد، ملقب به عمادالملک . وی وزیر منکوقاآن بن تولی خان (متوفی در سال 655 هَ . ق .) بوده است . (از
عمیدالملک تفرشیلغتنامه دهخداعمیدالملک تفرشی .[ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ت َ رِ ] (اِخ ) میر محمدحسین بن میرزا علی اصغرخان نصرةالملک . رجوع به حسابی تفرشی شود.
عمیدالملک قهستانیلغتنامه دهخداعمیدالملک قهستانی . [ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ق ُ هََ / هَِ ] (اِخ ) علی بن حسن ، مکنی به ابوبکر. عارض سپاه سلطان محمود غزنوی . رجوع به علی قهستانی شود.
عمیدالملک کندریلغتنامه دهخداعمیدالملک کندری . [ ع َ دُل ْ م ُ ک ِ ک ُ دُ ] (اِخ ) محمدبن منصور کندری نیشابوری جراحی ، مکنی به ابونصر و ملقب به عمیدالملک و عمیدخراسان . اولین وزیر در حکومت
ابونصرلغتنامه دهخداابونصر. [ اَ ن َ ] (اِخ ) عمیدالملک کندری . محمدبن منصوربن محمد. رجوع به عمیدالملک کندری شود.
ابونصرلغتنامه دهخداابونصر. [ اَ ن َ ] (اِخ ) محمدبن منصور عمیدالملک کندری . رجوع به عمیدالملک کندری شود.