اطلاعات عملیاتیoperational intelligenceواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعات پردازششدهای که برای طرحریزی و اجرای پیکارها و عملیات عمده در جهت اهداف راهبردی در مناطق عملیاتی یا صحنههای عملیات مورد نیاز است
آزمایش عملیاتیoperational testingواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی پیوستهای که در مورد افراد عملیاتی یا وضعیتهای عملیاتی برای اعتبارسنجی و اعتمادسنجی آنها انجام شود
آمادگی عملیاتیoperational readiness, ORواژههای مصوب فرهنگستانتوانایی یک واحد یا کشتی یا سامانۀ تسلیحاتی در انجام مأموریت یا کاری که برای آن برنامهریزی یا طراحی شده است
بُرد عملیاتیrange 2واژههای مصوب فرهنگستانفاصلهای که یک وسیلۀ زمینی، همراه با محموله، با استفاده از سوخت مخزن یا مخازن خود میتواند برود و بازگردد