25 فرهنگ

3560 مدخل


عمق

'omq

۱. فاصلۀ سطح تا انتهای چیزی؛ ژرفا.
۲. بخش داخلی چیزی؛ گودی.
۳. شدت؛ اندازه: هنوز به عمق عشقش آگاه نشده بود.
۴. (اسم مصدر) [مجاز] معنای ژرف داشتن؛ عمیق بودن.

ژرفا، گود

ته، ژرفا، ژرفنا، غور، کنه، گودی

deepnees, depth, profundity, third dimension