عمدهفروشیwholesalingواژههای مصوب فرهنگستانفروش کالا یا خدمت در حجم بالا، معمولاً به فروشگاهها یا کسبوکارهای دیگر یا خردهفروشان
باشگاه عمدهفروشیwarehouse club, wholesale club, terminalواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از افراد که در قالب یک تشکل مشخص به عمدهفروشی یک کالا یا مجموعهای محدود از کالاها، با تخفیف زیاد، به اعضای خود میپردازند
عمدهفروش گشتtour wholesaler, wholesale travel agentواژههای مصوب فرهنگستانگشتپردازی که گشتهای خود را ازطریق خردهفروشهای گشت میفروشد
باشگاه عمدهفروشیwarehouse club, wholesale club, terminalواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از افراد که در قالب یک تشکل مشخص به عمدهفروشی یک کالا یا مجموعهای محدود از کالاها، با تخفیف زیاد، به اعضای خود میپردازند
تعاونی خردهفروشیretailer cooperativeواژههای مصوب فرهنگستانگروهی از خردهفروشان مستقل که با یکدیگر فعالیت عمدهفروشی مشترکی تأسیس میکنند تا فعالیتهای خرید و ترویج و بازارپردازی (merchandising) خردهفروشها را یکجا ا
تجاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی جاری، بازرگان، بازرگانی، بازاری، تجارتی، مربوط بهبازار خردهفروشی، عمدهفروشی آبوناندار، پردرآمد، پررونق کساد
قیمتتمامشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی تمامشده، هزینۀ تولید، ارزشاضافی (افزوده)، بهای تمامشده قیمتدر(ب) کارخانه، قیمت عمدهفروشی، قیمت خردهفروشی، افاُبی هزینه ها، خرج، هزینۀ د