علی قلیوبیلغتنامه دهخداعلی قلیوبی . [ ع َ ی ِ ق َل ْ ] (اِخ ) ابن علی بن محمدبن احمدبن حبیب قلیوبی . شاعر مصری . وی درایام العزیز عبیدی میزیست و فرماندهان و منشیان او را مدح میگفت . و
حاجی علی قلی خانلغتنامه دهخداحاجی علی قلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) بختیاری . رجوع به سردار اسعد شود.
علیقلی تبریزیلغتنامه دهخداعلیقلی تبریزی . [ ع َ ق ُ ی ِ ت َ ] (اِخ ) اردبیلی تبریزی . متخلص به ماهر. رجوع به علیقلی ماهر شود.
علیقلی خلخالیلغتنامه دهخداعلیقلی خلخالی . [ ع َ ق ُ ی ِ خ َ ] (اِخ ) مشهور به واقف خلخالی . رجوع به علیقلی واقف شود.
علی قلیوبیلغتنامه دهخداعلی قلیوبی . [ ع َ ی ِ ق َل ْ ] (اِخ ) ابن علی بن محمدبن احمدبن حبیب قلیوبی . شاعر مصری . وی درایام العزیز عبیدی میزیست و فرماندهان و منشیان او را مدح میگفت . و
حاجی علی قلی خانلغتنامه دهخداحاجی علی قلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) بختیاری . رجوع به سردار اسعد شود.
علی شاه افشارلغتنامه دهخداعلی شاه افشار. [ ع َ هَِ اَ ] (اِخ ) لقب علی قلی خان برادرزاده ٔنادرشاه افشار است . رجوع به علی قلی خان افشار شود.
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن محمدبن احمدبن حبیب قلیوبی . شاعر مصری . رجوع به علی قلیوبی شود.
طهماسب قلیخانلغتنامه دهخداطهماسب قلیخان . [ طَ ق ُ ] (اِخ ) (طهماسبقلی جلایر) سردار کابل که در قیام مردم سیستان بر ضد نادر با علی قلی خان برادرزاده ٔ نادرشاه همدست شد و سر از فرمان نادر