علی قریمیلغتنامه دهخداعلی قریمی . [ ع َ ی ِ ق ُ رَ ] (اِخ ) آق کرمانی . ملقب به نقشی . وی صوفی و شاعر و ساکن قسطنطنیه بود. در سال 1065 هَ . ق . در کرمان درگذشت . او را دیوان شعری است
علی قرمیسینیلغتنامه دهخداعلی قرمیسینی . [ ع َ ی ِ ق َ ] (اِخ ) ابن هارون بن نصر قرمیسینی (کرمانشاهی ) نحوی . مکنی به ابوالحسن . وی در سال 290 هَ . ق . متولد شد و نزد علی بن سلیمان اخفش
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن واسطی . علی بن احمدبن علی بن محمدبن دواس قناواسطی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن واسطی . از معاریف علمای نجوم . مکنّی به ابوالحسن .
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وضاح . علی بن محمدبن محمدبن محمدبن وضاح بن محمدبن وضاح شهرابانی ، ملقّب به کمال الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن وضاح . رجوع به
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن ولی . او راست : تحفةالاعداد فی الحساب ، به ترکی ، که آن را در عهد سلطان مرادخان بن سلیم خان در مکه ٔ مکرمه تألیف کرد. و آن مشتمل بر مق
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وهاس . علی بن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی ، مشهور به ابن وهاس و ملقّب به موفق الدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی
علی نقشیلغتنامه دهخداعلی نقشی . [ ع َ ی ِ ن َ ] (اِخ ) قریمی آق کرمانی . ملقب به نقشی . رجوع به علی قریمی شود.
علی آق کرمانیلغتنامه دهخداعلی آق کرمانی . [ ع َ ی ِ ک ِ ] (اِخ ) قریمی آق کرمانی ، ملقّب به نقشی . رجوع به علی قریمی شود.
علی قرمیسینیلغتنامه دهخداعلی قرمیسینی . [ ع َ ی ِ ق َ ] (اِخ ) ابن هارون بن نصر قرمیسینی (کرمانشاهی ) نحوی . مکنی به ابوالحسن . وی در سال 290 هَ . ق . متولد شد و نزد علی بن سلیمان اخفش
رشیدالدینلغتنامه دهخدارشیدالدین . [ رَ دُدْ دی ] (اِخ ) لقب یحیی بن علی قریشی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به یحیی ... شود.
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن عبدالصمد الشیرازی ، مکنی به ابونصر. در تاریخ بیهقی نام وی در چند جا با لقب خواجه و خواجه ٔ بزرگ و خواجه عمید آمده است . وی از