علی رغملغتنامه دهخداعلی رغم . [ ع َ لا رَ م ِ ] (حرف اضافه ٔ مرکب ) بر خلاف میل و خواهش . (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). به ناخواست . به ناخواه . بررغم . نه بر میل : امشب براستی
علیرغمواژهنامه آزادبرخلاف؛ مثلاً «علیرغم میل باطنی» یعنی به ناچار، بالاجبار و بدون تمایل قلبی. بر کامه.
علی الرغملغتنامه دهخداعلی الرغم . [ ع َ لَرْ رَ ] (ع ق مرکب ) برخلاف میل . (از آنندراج ). بر رغم . رجوع به «علی رغم » شود.
علی الرغملغتنامه دهخداعلی الرغم . [ ع َ لَرْ رَ ] (ع ق مرکب ) برخلاف میل . (از آنندراج ). بر رغم . رجوع به «علی رغم » شود.
رغملغتنامه دهخدارغم . [ رَ غ َ ] (ع مص ) یا رَغم . مصدر به معنی رَغم . (ناظم الاطباء). رجوع به رَغم در دو معنی اخیر مصدری شود. || به خاک آلودن بینی . (ناظم الاطباء). به خاک مال
استانیسلاسلغتنامه دهخدااستانیسلاس . [ اِ ] (اِخ ) مولد او بسال 1550 م . وی در مدرسه ٔ ژزوئیتهای وین تعلیم یافت و علی رغم ممانعت پدر کشیش ژزوئیت گردید و در هیجده سالگی درگذشت . ژزوئیته
حاسدونلغتنامه دهخداحاسدون . [ س ِ ] (ع ص ، اِ) حاسدین . ج ِ حاسد : همیشه این دولت بزرگ پاینده باد و هر روزی فزونتر علی رغم الاعداء والحاسدین . (تاریخ بیهقی ).