علی خراسانیلغتنامه دهخداعلی خراسانی . [ ع َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) (حاجی ملا...) وی از شعرا و نویسندگان و خطاطان خراسان بود و قسمتی از اشعار او در مجالس النفائس آمده است . (از الذریعه ٔ آقاب
علی خراسانیلغتنامه دهخداعلی خراسانی . [ ع َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن حسن شقیق خراسانی ، مکنّی به ابوعبدالرحمان . از روات حدیث بود. و نیز رجوع به ابوعبدالرحمان (علی بن ...) شود.
علی خراسانیلغتنامه دهخداعلی خراسانی . [ ع َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن رزین ترمذی خراسانی ، مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی ترمذی (ابن رزین ...) شود.
علی خراسانیلغتنامه دهخداعلی خراسانی . [ ع َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن محمد خراسانی حسنی ، مشهور به سائح علوی . رجوع به علی سائح شود.
علی خراسانیلغتنامه دهخداعلی خراسانی . [ ع َ ی ِ خ ُ ] (اِخ ) ابن موسی بن محمدشفیعبن محمدجعفربن میرزا محمدرفیعبن محمدشفیع مستوفی الممالک خراسانی تبریزی ، ملقّب به ثقةالاسلام . از فقها و
علی اکبر خراسانیلغتنامه دهخداعلی اکبر خراسانی . [ ع َ اَ ب َرِ خ ُ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن خلیل خراسانی (علی اکبرنواب ...) متولد در سال 1187 هَ . ق . وی نزد محمدحسین بن معصوم قزوینی تحصیل ع
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن واسطی . علی بن احمدبن علی بن محمدبن دواس قناواسطی ، مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن واسطی . از معاریف علمای نجوم . مکنّی به ابوالحسن .
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وضاح . علی بن محمدبن محمدبن محمدبن وضاح بن محمدبن وضاح شهرابانی ، ملقّب به کمال الدین و مکنّی به ابوالحسن و مشهور به ابن وضاح . رجوع به
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن ولی . او راست : تحفةالاعداد فی الحساب ، به ترکی ، که آن را در عهد سلطان مرادخان بن سلیم خان در مکه ٔ مکرمه تألیف کرد. و آن مشتمل بر مق
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن وهاس . علی بن حسن بن ابی بکربن حسن بن علی خزرجی زبیدی یمنی ، مشهور به ابن وهاس و ملقّب به موفق الدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن موسی بن محمد شفیعبن محمدبن جعفربن میرزا محمدرفیعبن محمد شفیع مستوفی الممالک ، خراسانی تبریزی ، ملقب به ثقةالاسلام . رجوع به علی خراسانی
علی تبریزیلغتنامه دهخداعلی تبریزی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن موسی بن شفیعبن رفیع تبریزی ، ملقّب به ثقةالاسلام . رجوع به علی خراسانی (ابن موسی بن محمدشفیعبن محمدجعفربن ...) شود.
حسن ساویلغتنامه دهخداحسن ساوی . [ ح َ س َ ن ِ ] (اِخ ) ابن علی خراسانی شاعر. متخلص به سوزی درگذشته ٔ 1014 هَ . ق . دیوان شعر فارسی دارد. (هدیة العارفین ج 1 ص 291).
اشک پیازیلغتنامه دهخدااشک پیازی . [ اَ ک ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) اشک سرخ : تا چشم تو آراسته سرنامه ٔ ناز است از دیده ٔ عشاق دهد اشک پیازی . علی خراسانی (آنندراج ).و رجوع به اشک ج
افسون بستنلغتنامه دهخداافسون بستن . [ اَ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) سحر و جادو و مکر و حیله بستن : از ره مهر و محبت دردل ما جا نکرداین همه افسون بدلها از ره نیرنگ بست .علی خراسانی (از ارمغا