علیهمالغتنامه دهخداعلیهما. [ ع َ ل َ هَِ ] (ع حرف جر + ضمیر) مرکب از: «علی » حرف جر + «هما» ضمیر متصل عربی برای مثنای غائب در حال نصب و جر. بر آن دو!- سلام اﷲ علیهما ؛ سلام خدای ب
علیمحمدلغتنامه دهخداعلیمحمد. [ ع َ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) (میرزا...) ابن عبداﷲخان امین الدولةبن محمدحسین خان صدراعظم فتحعلیشاه . وی از نوادگان محمدحسین خان صدراعظم ، و ملقب به نظا
علیمحمدلغتنامه دهخداعلیمحمد. [ ع َ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن دلدارعلی نقوی نصیرآبادی . ملقب به تاج العلماء. رجوع به علی نقوی (ابن محمدبن محمدبن ...) شود.
علیمحمدلغتنامه دهخداعلیمحمد. [ ع َ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدرضا آرانی کاشانی . متخلص به بیضائی و مشهور به ادیب . رجوع به علیمحمد ادیب شود.
علیهمالغتنامه دهخداعلیهما. [ ع َ ل َ هَِ ] (ع حرف جر + ضمیر) مرکب از: «علی » حرف جر + «هما» ضمیر متصل عربی برای مثنای غائب در حال نصب و جر. بر آن دو!- سلام اﷲ علیهما ؛ سلام خدای ب
مُّتَجَاوِرَاتٌفرهنگ واژگان قرآنکنار هم (از معصومین علیهم السلام روایت شده که فرموده اند : "و في الارض قطع متجاورات " معنايش اين است که يک قطعه زمين در مجاورت قطعه ديگري است ، آن يکي حاصلخيز
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن جعفربن محمدبن علی الصادق علیهم السلام . یکی از شش فرزند ذکور امام جعفر الصادق (ع ) است . (از معجم التواریخ و القصص ص 456) (از حبیب السی
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ )ابن حسن بن علی علوی علیهماالسلام . از فرزندان حسن بن علی بن ابیطالب است . (مجمل التواریخ و القصص ص 455).
علیلغتنامه دهخداعلی . [ ع َ ] (اِخ ) ابن موسی الرضا علیهماالسلام . هشتمین امام از ائمه ٔ شیعه ٔ اثنا عشریة. رجوع به ابوالحسن . (علی الرضابن موسی ...) شود.