علیقلی خانلغتنامه دهخداعلیقلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) (حاج ...)ملقب به سردار اسعد. او فرزند سوم حسینقلی خان ایلخانی بختیاری بود. وی یکی از سران جنبش آزادی خواهی و انقلاب در زمان مشرو
علیقلی خانلغتنامه دهخداعلیقلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) ابن شاه وردی خان ، والی لر کوچک . وی تا آخر عمر به صورت تبعید در خراسان می زیست و برخی اشعار او را نصرآبادی نقل کرده است . (از ا
علیقلی خان افشارلغتنامه دهخداعلیقلی خان افشار. [ ع َ ق ُ ن ِ اَ ] (اِخ ) وی برادرزاده ٔ نادرشاه افشار بود. هنگامی که نادرشاه به ظلم و ستم و قتل مردم بیگناه پرداخت ، در هر گوشه از مملکت ایرا
حاجی علی قلی خانلغتنامه دهخداحاجی علی قلی خان . [ ع َ ق ُ ] (اِخ ) بختیاری . رجوع به سردار اسعد شود.
حاجی علیقلیخان کازرونیلغتنامه دهخداحاجی علیقلیخان کازرونی . [ ع َ ق ُ ن ِ زِ] (اِخ ) از بزرگان مردم فارس است . وی در مائه ٔ 12، و اوائل مائه ٔ 13 هَ . ق . یعنی در زمان کریمخان زند و جانشینان او م
علیقلی تبریزیلغتنامه دهخداعلیقلی تبریزی . [ ع َ ق ُ ی ِ ت َ ] (اِخ ) اردبیلی تبریزی . متخلص به ماهر. رجوع به علیقلی ماهر شود.
علیقلی خلخالیلغتنامه دهخداعلیقلی خلخالی . [ ع َ ق ُ ی ِ خ َ ] (اِخ ) مشهور به واقف خلخالی . رجوع به علیقلی واقف شود.
علیقلی خان افشارلغتنامه دهخداعلیقلی خان افشار. [ ع َ ق ُ ن ِ اَ ] (اِخ ) وی برادرزاده ٔ نادرشاه افشار بود. هنگامی که نادرشاه به ظلم و ستم و قتل مردم بیگناه پرداخت ، در هر گوشه از مملکت ایرا
کاظملغتنامه دهخداکاظم . [ظِ ] (اِخ ) (میرزا...) برادر علیقلی خان (علیشاه ) که در کلات بود و در جنگی بدنبال نصراﷲمیرزا و امام قلی میرزا پسران نادرشاه و نوه ٔ او شاهرخ میرزا تا خا
داغستانیلغتنامه دهخداداغستانی . [ غ ِ ] (اِخ ) علیقلی خان واله صاحب تذکره ٔ ریاض الشعراء. رجوع به علیقلی خان و رجوع به واله شود.
شاهرخ خانلغتنامه دهخداشاهرخ خان . [ رُ ] (اِخ ) پسر اسماعیل خان از نبیره های ولیخان افشار که در زمان سلطنت شاه عباس اول حکومت کرمان را داشت . چون در بلوک زرند و کونبان مزارع متعدد اح