علویینلغتنامه دهخداعلویین . [ ع ِل ْ وی یی ] (ص نسبی ، اِ) ج ِ عِلوی . رجوع به علوی شود. || (اِخ ) زحل و مشتری و مریخ ، ازآنرو که فلک این سه بالای آفتاب است . و رجوع به سفلیین شود
علویینلغتنامه دهخداعلویین . [ ع َ ل َ وی ی َی ْ ] (ع ص نسبی ، اِ) مثنای علوی ّ. رجوع به علوی شود. || (اِخ ) دو ستاره ٔ زحل و مشتری . (ازاقرب الموارد). عِلویَّین . (یادداشت مرحوم د
علویینلغتنامه دهخداعلویین . [ ع ِل ْ وی ی َی ْ ] (ع ص نسبی ، اِ) مثنای عِلوی . رجوع به علوی شود. || (اِخ ) زحل و مشتری . عَلَویین . (اقرب الموارد).- قران علویین ؛ قران زحل و مشتر
قران علویینلغتنامه دهخداقران علویین . [ ق ِ ن ِ ع ِل ْ وی ی َی ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قران مشتری و زحل است که دو ستاره ٔ علوی لقب دارند، و آن بر سه قسم است : اصغر، اوسط، اعظم . و
علویانلغتنامه دهخداعلویان . [ ع ُل ْ / ع ِل ْ ] (اِ مرکب ) ج ِ عُلْوی و عِلْوی . رجوع به علوی شود. || کنایه از ملائکه و فرشتگان است . (برهان قاطع). ملایک . (غیاث ). || (اِخ ) سیار
علویانلغتنامه دهخداعلویان . [ ع َ ل َ ] (اِخ ) جمع فارسی عَلَوی . رجوع به علوی شود. سادات . (برهان قاطع) : امیر خواجه علی میکائیل را بخواند و گفت : رسولی می آید بساز با کوکبه ٔ بز
علویانلغتنامه دهخداعلویان . [ ع َ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع در 3 هزارگزی شمال خاوری راه شوسه ٔ مراغه به دهخوارقان . ناحیه ایست دامنه و د
قران علویینلغتنامه دهخداقران علویین . [ ق ِ ن ِ ع ِل ْ وی ی َی ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قران مشتری و زحل است که دو ستاره ٔ علوی لقب دارند، و آن بر سه قسم است : اصغر، اوسط، اعظم . و
عبدالرحمانلغتنامه دهخداعبدالرحمان .[ ع َ دُرْ رَ ] (اِخ ) ابن هشام بن عبداﷲبن اسماعیل بن شریف از ملوک دولت اشراف علویین مراکش بود که به سال 1238 هَ . ق . مردم با وی بیعت کردند. وی مرد
ادرعیلغتنامه دهخداادرعی . [ اَ رَ] (ص نسبی ) منسوبست به ادرع و جماعتی از علویین بدین نسبت معروفند و ادرع لقب ابوجعفر محمد [ بن ] امیرعبیداﷲ کوفی معروف بطیّب بن عبداﷲبن حسن بن جعف
داودلغتنامه دهخداداود. [ وو ] (اِخ ) ابن متی بن ابوالمعین بن ابی فانه مکنی به ابوسلیمان از پزشکان قرن پنجم هَ . ق . است و معاصر است با خلفای علویین مصر و در کیش نصاری بوده و بر
ذوالمناقبلغتنامه دهخداذوالمناقب . [ ذُل ْ م َ ق ِ ] (اِخ ) حسین بن موسی الابرش الحسینی العلوی الطالبی . والد الشریفین الرضی و المرتضی . وی نقابت علویین داشت و به سال 354 هَ . ق . اما