علوم سلامتhealth sciencesواژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از علوم کاربردی که با سلامت انسان سروکار دارد
علوملغتنامه دهخداعلوم . [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عِلم . دانشها. رجوع به علم شود : علوم عالم دانم ولیکن اندر عصراگر دو مردم دانم بدان که نادانم . مسعودسعد.- علوم آثار علوی ؛ علم به اف
پژوهش در خدمات سلامتhealth services researchواژههای مصوب فرهنگستانتلفیق دستاوردهای علمی علوم بالینی، همهگیرشناسی، علوم اجتماعی، علوم اقتصادی و مدیریت در مطالعۀ سازمان و وظایف و عملکرد خدمات سلامت
مداخلهintervention 1واژههای مصوب فرهنگستان[علوم سلامت] فعالیتی عمدی و برنامهریزیشده و هدفمند در یک سامانه یا فرایند که به از بین بردن پدیدهای نامطلوب یا پیشگیری از آن میانجامد [علوم سیاسی و روابط بی
داروپزشکیpharmacy 1واژههای مصوب فرهنگستانشاخهای از علوم سلامت که موضوع آن نحوۀ استفادۀ ایمن و مؤثر از فراوردههای دارویی است
همباشیcohabitationواژههای مصوب فرهنگستان[علوم سیاسی و روابط بینالملل] وضعیتی که در آن، دو حزب سیاسی مخالف، برای ادارۀ کشور، بدون تشکیل ائتلاف ناگزیر از همکاری با یکدیگرند [روانشناسی، علوم سلامت] وضع
مرحلۀ کفهplateau phaseواژههای مصوب فرهنگستان[علوم دارویی] مرحلهای که در آن غلظت دارو در یک سطح تابت میماند [روانشناسی، علوم سلامت] مرحله دوم از مراحل چهارگانه پاسخ جنسی که در آن برانگیختگی جنسی به حداک