25 فرهنگ

4980 مدخل


علامت

'alāmat

۱. نشان؛ نشانی.
۲. آنچه برای راهنمایی در جایی نصب می‌کنند.
۳. [قدیمی] علم؛ رایت؛ درفش: ◻︎ در جنگ و در سفر ز دو سایه جدا مباد / از سایهٴ علامت و از سایهٴ همای (فرخی: ۳۹۱).
۴. وسیله‌ای شامل یک قطعه چوب یا فلز افقی با میله‌ها و پره‌هایی که به‌صورت عمودی در بالای آن وصل شده و در مراسم عزاداری عاشورا آن را بر دوش حمل می‌کنند.

نشانه

۱. آیت، آیه، نشان، نشانه، نمود، نمودار
۲. انگ، داغ
۳. شاخص، شاخصه
۴. رایت، علم
۵. اشاره

mark, character, communication, cue, denotation, earmark, emblem, evidence, gesture, ideogram, indicative, Mark, marker, marking, notation, note, seal, sign, signal, signification, symptomatic, token, witness