اغلیةلغتنامه دهخدااغلیة. [ اَ ی َ ] (ع اِ) ج ِ غَلاء، یعنی نوعی از ماهی خرد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ج ِ غلاء. یعنی ماهی کوچک تن . (از اقرب الموارد).
عقلیةلغتنامه دهخداعقلیة. [ ع َ لی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث عقلی . منسوب به عقل . رجوع به عقل و عقلی شود. || علوم عقلیه . (فرهنگ فارسی معین ).
عَالِيَهُمْفرهنگ واژگان قرآنبالاي سر آنها (درعبارت "عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ "از امام صادق (عليهالسلام) روايت شده که در معناي آن فرمود : جامه بهشتي خودش بالاي سر اولياي خدا قرار ميگيرد
عَقِبَيْهِفرهنگ واژگان قرآندو پاشنه اش (منظورازعبارات "يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ "و"نَکَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ "به عقب برگشتن و عقبگرد کردن است)
عَقَلُوهُفرهنگ واژگان قرآنآن را فهميدند (کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ادراکاتي که انسان دارد و آنها را در دل پذيرفته و پيمان قلبي نسبت به آنها بسته ، عقل
سُلْطَانٌفرهنگ واژگان قرآنشخص يا چيزي که داراي سلطه و سلطنت باشد - برهان - دليل (حجت عقليهاي که بر عقل بشر چيره ميگردد و عقل را ناگزير از پذيرفتن مدعاي طرف مقابل ميسازد)