25 فرهنگ

731 مدخل


عفیف

'afif

کسی که از کار بد و حرام خودداری می‌کند؛ پرهیزکار؛ پارسا؛ پاکدامن.

باآزرم، باتقوا، باحیا، باشرم، باعفاف، باعفت، پارسا، پاک، پاکجامه، پاکدامن، شریف، معصوم، نجیب ≠ آلودهدامن، ناپاک

chaste, modest, moral, pious, pure, vestal, virgin, virginal, virtuous