عفودیکشنری عربی به فارسیعفو عمومي , گذشت , عفو عمومي کردن , پوزش , بخشش , امرزش , مغفرت , حکم , فرمان عفو , بخشيدن , معذرت خواستن
عَفْوَفرهنگ واژگان قرآنحد وسط و اعتدال - افزون برنياز و قابل صرفنظر کردن (کلمه عفو به معناي آن است که به سوي چيزي خم شوي ، تا آن را بگيري ، اين معناي اصلي کلمه است ليکن در معاني آمر
عَفُوٌّفرهنگ واژگان قرآنبسيار آمرزنده اي که اثر گناه و اشتباه را نيز از بين مي برد (کلمه عفو به معناي محو اثر است ، و کلمه مغفرت به معناي پوشاندن است )