عفقةلغتنامه دهخداعفقة. [ ع َ ق َ ] (ع اِ) غیبت . (منتهی الارب ). اسم المرة است مصدر عفق را. غیبت . (از اقرب الموارد). || بازیی است که در آن خاک گرد آورند. (منتهی الارب ) (از اقر
افقةلغتنامه دهخداافقة. [ اَ ف َ ق َ ] (ع اِ) تهیگاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بمعنی مرقة است و آن دفن کردن پوست باشد در زمین تا موی از آن برکنده شود. (منتهی الارب ) (ن
افقةلغتنامه دهخداافقة. [ اُ ق َ ] (ع اِ) پوست نره که در ختنه بریده می شود. (ناظم الاطباء).پوست نره که آنرا بوقت ختنه ببرند. (منتهی الارب ).