عظیمةلغتنامه دهخداعظیمة. [ ع َ م َ ] (ع ص ) مؤنث عظیم . بزرگ . و رجوع به عظیم شود. || کبیره . (اقرب الموارد). گناه بزرگ . || (اِ) سختی و بلای سخت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموا
عذیمةلغتنامه دهخداعذیمة. [ ع َ م َ ] (ع اِمص ) نکوهش . || گزیدگی و خاییدگی . ج ، عذائم . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) خرمابن که بار آن خسته نداشته باشد. (
عزیمةلغتنامه دهخداعزیمة. [ ع َ م َ ] (ع مص ) آهنگ نمودن بر امر و دل نهادن و کوشش کردن . (از منتهی الارب ). دل بر کاری نهادن . (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن جرجانی ). عزم [
عزیمةلغتنامه دهخداعزیمة. [ ع َ م َ ] (ع اِمص ، اِ) اراده ٔ مؤکد.(از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی ). صریمة. مَریر. مریرة [ م َ رَ / م ِرْ ری رَ ] . اندیشه . آهنگ . عزیمت . رج
دائره ٔ عظیمةلغتنامه دهخدادائره ٔ عظیمة. [ ءِ رَ / رِ ی ِ ع َ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دایره ٔ عظمی . هرصفحه ای که از مرکز کره بگذرد شکل حاصل از محل تقاطعکره با آن صفحه دایره ای بنا
ناوبری دایرۀ عظیمهgreat circle navigation, great circle sailingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ناوبری بین دو نقطه که در آن مسیر حرکت بر روی دایرۀ عظیمهای است که از آن دو نقطه میگذرد و در آن راه قطبنمایی بهطور متناوب تغییر میکند
دائره ٔ عظیمةلغتنامه دهخدادائره ٔ عظیمة. [ ءِ رَ / رِ ی ِ ع َ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) دایره ٔ عظمی . هرصفحه ای که از مرکز کره بگذرد شکل حاصل از محل تقاطعکره با آن صفحه دایره ای بنا
استوای آسمانcelestial equatorواژههای مصوب فرهنگستاندایرهای عظیمه بر کرۀ آسمان که مرز دو نیمکرۀ شمالی و جنوبی آسمان را نشان میدهد و تصویر استوای زمین بر روی کرۀ آسمان است متـ . معدلالنهار
استوای زمینمغناطیسیgeomagnetic equatorواژههای مصوب فرهنگستاندایرۀ عظیمهای بر روی زمین، به فاصلۀ 90 درجه از قطبهای مغناطیسی
دایرة بازمغناطشremagnetization circleواژههای مصوب فرهنگستاندایرة عظیمهای متشکل از بُردارهای حاصل از وامغناطش همزمان مغناطش اولیه و ثانویه پس از هر گام پاکسازی