عطایالغتنامه دهخداعطایا. [ ع َ ] (ع اِ) ج ِ عطیّه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). دهشها و بخشیده شده ها. (از آنندراج ). رجوع به عطیة شود : از صلت و عطایاء او به حظی وافر و نصیبی
عطأالغتنامه دهخداعطأا. [ ع َ ئُل ْ لاه ] (اِخ ) (1256- 1332 هَ . ق .) ابن عبدالرحمان بن حسن مدرس از فاضلان قرن اخیر در حلب بوده است . وی مدتی اداره ٔ فرهنگ آنجا را بعهده داشت و
عطأالغتنامه دهخداعطأا. [ ع َ ئُل لاه ] (اِخ ) امیر برهان الدین نیشابوری . تولد او در نیشابور بود و برای تحصیل علوم به هرات آمد و در علم عروض و بدیع مهارت کامل یافت . در اواخر ع
نصائرلغتنامه دهخدانصائر. [ ن َ ءِ ] (ع اِ) عطایا. (متن اللغة). ج ِ نصیرة (به معنی عطیه ). (از المنجد). رجوع به نصیرة شود. || ج ِ نصیرة (تأنیث نصیر به معنی ناصر). (از المنجد). رج
بنحلغتنامه دهخدابنح . [ ب ُ ن ُ ] (ع اِ) عطایا. شاید در اصل منح بوده است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عطایا. (آنندراج ).
مقاثبلغتنامه دهخدامقاثب . [ م َ ث ِ ] (ع اِ) بخششها و عطایا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عطایا، گویند مفرد ندارد و گویند مفرد آن مَقثَب است . (از اقرب الموارد): جمی