عطلغتنامه دهخداعط. [ ع َطط ] (ع مص ) به درازا شکافتن جامه را بی جدا کردن ، یا عام است . (از منتهی الارب ). بریدن به درازا. (تاج المصادر بیهقی ). به درازا شکافتن جامه را بدون ا
اتلغتنامه دهخداات . [ اَ / -َت ْ ] (ضمیر) ادات خطاب است که به آخر کلمه پیوندد. تو : بودنت در خاک باشد بآفدم همچنان کز خاک بد انبودنت . رودکی .عالمت غافل است و تو غافل خفته را
اتلغتنامه دهخداات . [ اَت ت ] (ع مص ) غلبه کردن بحُجَّت . (تاج المصادر بیهقی ). غالب شدن بحُجّت بر. || شکستن سر کسی . شکستن چنانکه سر را.
عتلغتنامه دهخداعت . [ ع َت ت ] (ع مص ) باز بازگردانیدن بر کسی سخن را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رد کردن کلام بر کسی باری پس از بار دیگر. (اقرب الموارد). || ستیهیدن بر کسی در
عطأالغتنامه دهخداعطأا. [ ع َ ئُل ْ لاه ] (اِخ ) (1256- 1332 هَ . ق .) ابن عبدالرحمان بن حسن مدرس از فاضلان قرن اخیر در حلب بوده است . وی مدتی اداره ٔ فرهنگ آنجا را بعهده داشت و
عطأالغتنامه دهخداعطأا. [ ع َ ئُل لاه ] (اِخ ) امیر برهان الدین نیشابوری . تولد او در نیشابور بود و برای تحصیل علوم به هرات آمد و در علم عروض و بدیع مهارت کامل یافت . در اواخر ع
عطأالغتنامه دهخداعطأا. [ ع َ ئُل ْ لاه ] (اِخ ) خواجه جمال الدین . از وزرای خاقان منصور سلطان حسین بایقرا. وی از اواسط سلطنت این پادشاه امر وزارت را به دست گرفت سپس بر منصب اشر